پشتیبانی می‌کند.

به: هر که ممکن است به او مربوط باشد.

مسکن یک کالای لوکس نیست - یک حق اساسی است

هزاران فرد دارای معلولیت در اسرائیل هر ماه مجبورند با یک واقعیت غیرممکن دست و پنجه نرم کنند: حقوق بازنشستگی معلولین و کمک هزینه اجاره بها برای زندگی با عزت کافی نیست. امروزه، فردی که با حقوق بازنشستگی معلولین زندگی می‌کند، تنها حدود ۷۷۰ شِکِل از وزارت ساخت و ساز و مسکن برای پرداخت اجاره بها و حدود ۱۰۰ شِکِل دیگر از وزارت بهداشت دریافت می‌کند. این مبلغی است که حتی به قیمت‌های فعلی اجاره در اسرائیل نزدیک هم نمی‌شود.

در حالی که قیمت مسکن سال به سال افزایش می‌یابد، سطح کمک‌ها عقب مانده است - بدون تعدیل واقعی هزینه‌های زندگی و وضعیت موجود. این بدان معناست که بسیاری از افرادی که به دلیل وضعیت سلامتی خود قادر به کار و افزایش درآمد خود نیستند، بدون یک راه حل واقعی و بدون امنیت اولیه رها می‌شوند.

این وضعیت برای کسانی که از معلولیتی رنج می‌برند که توسط مقامات به رسمیت شناخته نشده است، حتی دشوارتر است. به عنوان مثال، افرادی که با مشکلات پزشکی جدی مانند فتق دیسک مزمن دست و پنجه نرم می‌کنند، ممکن است در موقعیت‌های ضروری مانند اسباب‌کشی، تأمین مالی حمل و نقل یا کمک در بسته‌بندی وسایل، حتی زمانی که وضعیت جسمی آنها اجازه انجام این کارها را به تنهایی نمی‌دهد، واجد شرایط دریافت کمک اضافی نباشند.

سوالی که باید پرسیده شود این است:

چگونه قرار است یک فرد معلول در چنین واقعیتی با عزت نفس وجود داشته باشد؟

وقت آن رسیده است که فوراً میزان کمک هزینه اجاره بها را به‌روزرسانی و آن را با قیمت‌های بازار در اسرائیل تطبیق دهیم. یک جامعه با رابطه‌اش با محروم‌ترین افرادش سنجیده می‌شود - و افراد دارای معلولیت نباید مجبور باشند بین سرپناه و زندگی با عزت یکی را انتخاب کنند.

با احترام فراوان،

آصف بنیامینی

متن پس از نگارش. ۱) در زیر شرح شرایطی آمده است که باعث شد صاحب آپارتمانی که تا به امروز در آن زندگی کرده‌ام (این کلمات را در ۱۱ مه ۲۰۲۶ می‌نویسم) تصمیم بگیرد قرارداد اجاره با من را تمدید نکند:

من در یک آپارتمان اجاره‌ای در محله کیریات مناخیم اورشلیم زندگی می‌کنم.

در تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۲۶، آب آپارتمان من به دلیل خرابکاری عمدی یکی از همسایگان در تأسیسات زیربنایی قطع شد.

در این میان، آب به آپارتمان بازگشته است - اما تعمیر هنوز تکمیل نشده است (صاحب آپارتمان از اجازه اتمام تعمیر خودداری می‌کند).

باید اشاره کنم که من با درآمد بسیار کمی - کمک هزینه معلولیت از موسسه بیمه ملی - زندگی می‌کنم و نمی‌توانم هزینه وکلا را به صورت خصوصی پرداخت کنم.

به نظر شما در چنین شرایطی چه کاری می‌توان انجام داد؟

با احترام فراوان،

عساف بنیامینی

خیابان کاستاریکا، پلاک ۱۱۵

ورودی ا- آپارتمان ۴،

کیریات مناخم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: ۹۶۶۲۵۹۲

پست اسکریپتوم. ۱. شماره تلفن من: ۹۷۲-۵۸-۶۷۸۴۰۴۰.

۲. مالک آپارتمان: خانم …

سیگالیت آهارونی-لوی‎-۹۷۲-۵۲-۵۸۵۲۵۴۴‎

۳. محیط درمانی که در آن قرار دارم:

انجمن "رویت" - خوابگاه "آویویت"،

خیابان هاویویت، پلاک ۶

کیریات مناخم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: ۹۶۵۰۸۱۶

شماره تلفن‌های دفتر خوابگاه:

‎۹۷۲-۲-۶۴۳۲۵۵۱. یا: ‎۹۷۲-۲-۶۴۲۸۳۵۱‎.

هماهنگ‌کننده مراقبت از تیم خوابگاه، که در خانه من کار می‌کند: خانم سارا استورا - 972-55-6693370.

آدرس ایمیل هاستل: [email protected]

مدیر هاستل: خانم استاو گولان-ساد.

۲) پزشک خانواده من:

دکتر برندون استوارت،

خدمات درمانی کلالیت-کلینیک پرومناد

خیابان دانیل یانوفسکی، پلاک ۶

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9338601

شماره تلفن مطب کلینیک: 972-2-5098282

شماره فکس مطب: 972-2-6738551

شماره تلفن مستقیم دکتر برندون استوارت: ۹۷۲-۵۴-۵۴۸۹۹۷۰.

۳) اینها پست‌هایی هستند که در فیسبوک به اشتراک گذاشتم:

۱.

موران ساسون-فروچتر

بیا و ببین.

‎‏ ...۲۲ ساعت

·

وقتی ۲۶ ساله بودم، در یک آپارتمان اجاره‌ای در خیابان یهودا هالوی در تل‌آویو زندگی می‌کردم.

یک روز، وقتی از دانشگاه به خانه برمی‌گشتم، یک گوشی نوکیای قدیمی را که در پارکینگ ساختمان رها شده بود، پیدا کردم. آن را با خودم بردم و سعی کردم مخاطبینش را بررسی کنم تا آن را به صاحبش برگردانم. هیچ کس در مخاطبین ظاهر نشد.

سعی کردم پیام‌هایم را بررسی کنم و مکاتباتی به زبانی که نمی‌دانستم پیدا کردم (حالا که فکر می‌کنم، رومانیایی بود). حدود دو ساعت بعد، کسی تماس گرفت و گفت: «شلومو، شلومو». برایش توضیح دادم که شلومو نیستم و تلفن را در خیابان پیدا کرده‌ام. او به من گفت: «خدای من، تلفن متعلق به یک مرد مسن و فرتوت است، باید آن را به او برگردان.»

شماره و آدرسم را به او دادم و گفتم سعی کند با شلومو تماس بگیرد و به او اطلاع دهد که تلفن دست من است.

روز بعد تلفنم زنگ خورد، طرف مقابل با زبان عبری دست و پا شکسته و لکنت زبان گفت: «شما یک میتزوای عالی انجام داده‌اید، لیاقت یک هدیه را دارید، امشب برای برداشتن گوشی پیش شما می‌آیم».

عصر کسی در زد، در را باز کردم و با دیدن همسایه آپارتمان ۸ تعجب کردم. برای اولین بار خودش را معرفی کرد: «خیلی لطف دارید، من سلیمان هستم.» دو سال بود که همسایه دیوار به دیوار او، در آپارتمان شماره ۷، بودم. ده‌ها بار در راه‌پله نگاهمان به هم گره خورده بود و تا آن لحظه حتی یک کلمه هم با هم حرف نزده بودیم.

او وارد آپارتمان شد، در اتاق نشیمن ما نشست و داستان زندگی‌اش را برای ما تعریف کرد - اینکه چگونه از هولوکاست جان سالم به در برد، چگونه با همسرش آشنا شد و با او ازدواج کرد، چگونه به اسرائیل مهاجرت کردند، چگونه صاحب یک پسر شدند، چگونه در سن ۱۷ سالگی در حادثه غرق شدن در یافا درگذشت، و چگونه همسرش سال‌ها بعد بر اثر یک دلشکستگی درگذشت، و اینکه چگونه او تنها ماند.

و جمله‌ای که آن شب در اتاق نشیمن به ما گفت را هرگز در زندگی‌ام فراموش نخواهم کرد: «بچه‌های زیادی بیاورید، اشتباه من را تکرار نکنید».

وقتی رفت، اشک هایم سرازیر شد، و تمام شب را گریه کردم. برای او که تمام دنیایش را از دست داد، و برای من که دو سال در همسایگی اش زندگی کردم و نفهمیدم چقدر تنهاست.

و از آن زمان به بعد من شروع به ملاقات او کردم - در ابتدا فقط او، و بعداً شریک زندگی‌اش که به او پیوست نیز، که باعث خوشحالی فراوان من شد.

آخر هفته‌ها و تعطیلات، اگر چیزی می‌پختم یا می‌پختم، با بشقاب درِ خانه‌شان را می‌زدم و او با لباس خواب به عنوان هدیه یا شیرینی‌ای که از بازار برایم خریده بود، جوابم را می‌داد.

روزی که آپارتمانم را در یهودا هالوی ترک کردم، قلب هر دوی ما کمی شکسته بود، او ماه‌ها بعد همچنان نامه‌هایم را جمع‌آوری می‌کرد و منتظر لحظه رسیدن من بود.

از آنجا به بوگراشوف، سپس به برندیس، به گانی تیکوا و حتی به هلند و برعکس نقل مکان کردم و در تمام این سال‌ها ما پیوند خاص خودمان را حفظ کردیم - چیزی شبیه پدربزرگ و نوه.

ماه قبل از عروسی من، او تصادف کرد و بنابراین دو روز قبل از عروسی، خودم را در حال ملاقات با او در مرکز توانبخشی یافتم. من همچنان به ملاقات آنها می‌رفتم، یک بار با عمر و یک بار با شکم گرد هشت ماهه.

او بعد از زایمان به دیدنم آمد و آنها هم برای جشن تولد گایا و روش هشانا پیش ما آمدند. یک بار حتی چندین اتوبوس را به دفتر وکالتی که من در آن کار می‌کردم برد - در حالی که کیسه‌های بی‌شماری پر از هدایا - لباس برای گایا، عروسک و شکلات - و یک تبریک پر از غلط‌های املایی دلخراش - با خود حمل می‌کرد.

و گایا می‌داند که مادرش مادربزرگ اورا و پدربزرگ راچامیم و همچنین پدربزرگ سالومون را دارد.

او سه هفته است که از خانه بیرون نرفته، ما آنجا در خیابان یهودا هالوی در آپارتمان شماره ۸ در طبقه سوم بدون آسانسور گیر افتاده‌ایم. پس‌فردا او تولد ۸۵ سالگی‌اش را در قرنطینه جشن خواهد گرفت. چقدر دوست دارم این تولد را با او جشن بگیرم.

و وقتی به او فکر می‌کنم، به سلیمان‌های دیگری مثل او فکر می‌کنم که در میان ما زندگی می‌کنند و ما از آنها بی‌خبریم. و به این قرنطینه، و به تنهاترین شب سدر که چند روز دیگر جشن خواهند گرفت، و از شما می‌خواهم لحظه‌ای فکر کنید که آیا تا به حال با سلیمان خودتان در راه‌پله روبرو شده‌اید، کسی که ممکن است در ساختمان شما در آپارتمان شماره ۸ زندگی کند و کاملاً تنها باشد. و شاید در خانه‌اش را بزنید، شاید برایش کیک بپزید، شاید برایش گلی بچینید و فقط حالش را بپرسید، تا شاید برای لحظه‌ای کمی کمتر احساس تنهایی کند.

۲. به اشتراک گذاشته شده با: عمومی

مردی بی‌بضاعت که نه خانواده‌ای دارد و نه دوستی. در یک خوابگاه اجتماعی مخصوص بیماران روانی زندگی می‌کند. او هیچ پیوند اجتماعی ندارد و - به دلیل معلولیت شدید در خانه محبوس است - برای امرار معاش به ترتیبی متکی است که مواد غذایی اولیه را به خانه‌اش تحویل دهند.

یک روز، کارکنان مراقبت به او اطلاع می‌دهند: «پیکچی که غذای شما را می‌آورد، به یک تعطیلات دو ماهه رفته است.»

مرد با نگرانی می‌پرسد: پس من چطور زنده خواهم ماند؟

کارکنان مراقبت پاسخ می‌دهند: «از شما می‌خواهیم صدایتان را بالا نبرید. شما باید همیشه با ما مطیع و مودب صحبت کنید - همانطور که شایسته یک بیمار روانی در وضعیت شماست.»

بیمار پاسخ می‌دهد: «بسیار خب. من دارم حرف می‌زنم، فریاد نمی‌زنم. من فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم چطور می‌توانم بدون غذا زنده بمانم.»

کارمند خوابگاه می‌گوید: «متاسفیم، اما نمی‌توانیم به شما کمک کنیم. کارمند ما در مرخصی است و هر کارمندی حق مرخصی دارد.»

بیمار که بدون غذا مانده بود، از گرسنگی می‌مرد - قربانی ظلم و بی‌رحمی نهادی.

۳.

یونی سیبونی

ارسال شده در:

مردان و زنان اهل اورشلیم

۱ روز پیش

 

همسرم روی ویلچر است. او خیلی منتظر این اجرا بود و روزها را می‌شمرد، اما وقتی برای رزرو رفتیم، فروش بلیت برای مکان مناسب‌سازی‌شده از قبل تمام شده بود. «بلیت‌ها تمام شده بود.» او با ناامیدی زیادی در خانه ماند و من تنها به آنجا رسیدم.

وقتی رسیدم، قلبم به سادگی شکست: مجتمع دسترسی کاملاً خالی بود.

معلوم شد که این اتفاق در بسیاری از رویدادهای بزرگ می‌افتد - افرادی که نمی‌توانند بلیط معمولی پیدا کنند، بلیط‌های مخصوص معلولین را می‌خرند، زیرا شرکت‌های بلیط فروشی زحمت بررسی واجد شرایط بودن را به خود نمی‌دهند. آنها در سایت علامت "V" می‌زنند، محل را تصاحب می‌کنند و سپس حتی نمی‌رسند یا متوجه نمی‌شوند که چه کاری انجام داده‌اند.

برای یک نفر، این بلیطی است که «در حال حرکت» خریداری می‌شود تا نمایشی را از دست ندهد. برای همسرم - و هزاران نفر دیگر - این تنها راه برای بیرون رفتن از خانه، دیدن هنرمندانی که دوستشان دارند و احساس اینکه مثل بقیه هستند، است.

این حس که کسی در خانه نشسته است فقط به این دلیل که شخص دیگری بدون عذرخواهی یا دلیل جای او را گرفته است - این فقط قلب را می فشارد. لطفاً دفعه بعد فکر کنید. اگر صندلی‌های مخصوص معلولین برای شما مناسب نیستند، آنها را نگیرید!

یا اگر معلول هستید اما می‌توانید راه بروید و روی یک صندلی معمولی بنشینید!


۴) در زیر پیامی که به آدرس زیر ارسال کردم آمده است:

دفتر حسابرس ایالتی،

صندوق پستی ۱۰۸۱،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: ۹۱۰۱۰۰۰۱.



با درود به دفتر دیوان محاسبات کشور:

موضوع: شرکت پست اسرائیل.

خانم‌ها/آقایان محترم.

من امروز (۶ آگوست ۲۰۲۶) سعی کردم از شرکت پست اسرائیل در مورد عدم تحویل نامه به آدرسم پاسخی دریافت کنم.

با این حال، ارسال پیام به آنها یا دریافت پاسخ به دلایلی که در اینجا توضیح می‌دهم، امکان‌پذیر نیست.

چه کار کنیم؟

لطفاً این درخواست را به عنوان شکایتی علیه شرکت پست اسرائیل در نظر بگیرید.

با احترام فراوان،

آصف بنیامینی

متن پس از نگارش. الف. در زیر پیامی که در صفحه فیسبوک شرکت پست اسرائیل گذاشتم آمده است:

با درود به شرکت پست اسرائیل: در تاریخ ۲۴ مه ۲۰۲۶، به محل سکونت فعلی‌ام نقل مکان کردم:

خیابان هاویویت ۷ - آپارتمان ۸،

کیریات مناخم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: ۹۶۵۰۸۱۷

نامه‌های مختلفی که قرار است دریافت کنم، به آدرس من ارسال نمی‌شوند.

ممنون میشم این موضوع رو بررسی کنید.

با احترام فراوان،

آصف بنیامینی

متن اصلی. ۱. شماره شناسایی من: ۰۲۹۵۴۷۴۰۳.

۲. شماره تلفن من: ۹۷۲-۵۸-۶۷۸۴۰۴۰.

۳. آدرس‌های ایمیل من: [email protected] یا: [email protected] یا: [email protected] یا: [email protected] یا: [email protected]

۴. من سعی کردم از طریق وب‌سایت israelpost.co.il، شبکه اجتماعی واتس‌اپ و همین‌جا در فیس‌بوک با شما تماس بگیرم. با این حال، مدام با یک ربات مواجه می‌شوم که نمی‌توانم با آن ارتباط برقرار کنم.


ب. در زیر پیامی است که بارها و بارها در ربات شرکت پست اسرائیل دریافت می‌کنم، که از طریق آن نمی‌توانم پاسخی به موضوع درخواستم دریافت کنم:


דואר ישראל | Israel Post

لطفا از لیست انتخاب کنید.

۱ برای محل بسته‌بندی

۲- برای پیدا کردن شعبه

۳- رزرو نوبت در شعبه

۴ برای تعرفه پست اسرائیل

۵ به مرکز تماس پست بانک

۶- افتتاح حساب بانکی

۷ بسته را دریافت کردم اما مشکلی وجود دارد


۵)داستان‌های بوروکراسی(به زبان‌های عبری و انگلیسی)


۶)درخواست برای اضافه شدن زبان آرامی به گوگل ترنسلیت


۷))تنهایی در بیماران روانی (ویدئوها به 171 زبان: آبخازی، اودمورت، ازبکی، اویغوری، اوستیایی، اکسیتان، اوکراینی، اردو، اورومو، اوریا، آذربایجانی، ایگبو، ایتالیایی، آیمارا، ایلوکو، اندونزیایی، ایسلندی، ایرلندی، آچینی، آلبانیایی، آمهری، آمهری، اسپرانتو، اسپرانتویی، انگلیسی آفار، آفریکانسی، اسپرانتویی، انگلیسی، آفریکانس، آراگونی، آراگونی، آفریکانس بوریات، برمه ای، بتاوی، بیسلما، بیکول، بلاروسی، بلوچی، بالیایی، بنگالی، باسکی، بربر، برتونی، باشکری، گجراتی، گرجی، گالیسی، گرینلند، آلمانی، آلمانی، دیوخی، دیوخا، دیوخا دینکا، دانمارکی، هاوسا، هلندی، مجارستانی، هندی، ولزی، ولزی، ولزی، ولزی، ولزی، واللوم زاپوتک، خمر، تاجیکی، تاهیتی، تومبوکا، ترکی، ترکمنی، تاتاری، تاتاری کریمه، تتومی، تبتی، تلوگو، تامازیت، تامیلی، جاوه ای، جاوه ای، ژاپنی، یوسونگا، ییدیش، صداهای ییدیش کردی، لائو، لادینو، لومبارد، لوگزامبورگی، لتونی، لاتین، لیگوری، لیتوانیایی، لیمبورگی، مونته‌نگیلی، مادینگی، لیتوانیایی، لیمبورگی، مادایی، مادایی مالایی، مالاگاسی، مالتی، مالایالام، مقدونی، ماکاسار، مراتی، نروژی، نروژی، سخا، سبوانو، سبوانو سواحیلی، سومالیایی، سوندانی، سندی، سینهالی، چینی سنتی، چینی ساده شده، سیسیلی، اسلوونیایی، اسلواکی، ساموایی، سانگو، سانسکریت، اسپانیایی، صربی، عبری، عربی فیلیپینی، لهستانی، فنلاندی فلاندری، فارسی، پنجابی، چکی، چکی، چکی، کومی فرانسوی، خوسایی، کره‌ای، کورسی، قزاقی، کاتالان، کیگا، کیکونگو، قرقیزی، کانادایی، کانارا، کانتونی، کچوا، کرواتی، کریول هائیتی، کریول سیشل، کشمیری، رومانیایی، روسی، سوئدی، شونا، سیلزی، تایلندی و تیگرینیایی).


Disclaimer: This and other personal blog posts are not reviewed, monitored or endorsed by TalkMarkets. The content is solely the view of the author and TalkMarkets is not responsible for the content of this post in any way. Our curated content which is handpicked by our editorial team may be viewed here.

Comments